امروزیا

خنده و گریه و عشق و نفرت و خبری و عجایب همه در یک وبلاگ

عشق ابدی...

و اما آخرین پست امروز...ناراحت

نمیدونم چه عنوانی واسش بزارم.عشق.سرنوشت.بدشانسی.نمیدونم واقعاخنثی

هفته پیش دوست عزیزی بعد از خوندن یکی از ملطلبام(دیگه رومون میشه به خودمون بگیم عاشق) چیزی نوشت که که یک هفتس منو بهم ریخته ولی  میتونه بهمون خیلی درسا بدهخنثی

کل داستان و تو چند جمله میگم:

آرش و نادیا عاشق هم بودن عاشق واقعی هم بودن.بعد از سالها پایداری تو عشقشون خونواده ها راضی شدن و قرار شد روز تولد نادیا مال هم بشن.

اون روز رسید.همه چی خوب پیش رفت.بهم رسیدن.چه روز قشنگی بود هم تولد هم روز وصال.اما...

همه جیز فقط 15 ساعت دووم داشت و نادیا ایست قلبی کردو سبک از دنیا پر کشید...نگران

 

آرش و نادیا وبلاگ مشترک داشتن.آرش هنوزم وبلاگو نگه داشته.هرکی دوست داره بره و کامل بخونش و یه فاتحه واسش بده شاید یه مرحم کوچیکی روز زخم آقا آرش باشه که از دار دنیا همین یه وبلاگ مونده واسش...ناراحتناراحتناراحت

اینم آدرس(اینجا)

ممنونتونم... قلب

[ ۱۳٩۱/٩/۱٠ ] [ ۱٠:۳٠ ‎ب.ظ ] [ PEDRAM ] [ نظرات () ]